مسأله عینیّت در اقتصاد اسلامی

یکی از ویژگی‌های بنیادین علم، عینی بودن آن است. عینی بودن به معنای جدایی دانش علمی از ارزش‌ها و نگرش‌های ذهنی است، به طوری که علم بتواند به صورتی مستقل و قابل تکرار به شناخت واقعیت‌ها دست یابد. با این حال، وقتی به اقتصاد به عنوان یک علم تاریخی و اجتماعی نگاه می‌کنیم، این پرسش مطرح می‌شود که آیا علم اقتصاد می‌تواند فارغ از ارزش‌ها و پیش‌فرض‌های معرفتی و اجتماعی باشد یا خیر؟

به گزارش آژانس خبری کارآفرینان اقتصاد، در فلسفه علم، برای حفظ عینیّت، میان دو مرحله «کشف نظریه» و «داوری درباره نظریه» تمایز قائل می‌شوند. عینیّت معمولاً به مرحله داوری نسبت داده می‌شود، یعنی زمانی که نظریه‌ها بر اساس شواهد و منطق سنجیده می‌شوند. اما رویکرد کل‌گرایانه توماس کوهن و ویلارد کواین این تفکیک را به چالش می‌کشد. کوهن با نظریه پارادایم‌ها نشان داد که هیچ دیدگاهی فراتر از پارادایم‌های حاکم وجود ندارد که بتواند به صورت مستقل واقعیت را درک کند و عینیّت محض را فراهم آورد. همچنین کواین بر این نکته تأکید کرد که داوری صرفاً بر پایه منطق و تجربه نمی‌تواند میان نظریه‌های مختلف انتخاب کند و به تعیّن برساند، بلکه معیارهای غیرمعرفتی نیز نقش دارند.

با پذیرش این دیدگاه کل‌گرا، مفهوم عینیّت در علم اقتصاد گسترش می‌یابد و امکان شکل‌گیری پارادایمی ارزش‌محور مثل اقتصاد اسلامی فراهم می‌شود. در این چارچوب، در شرایطی که نظریه‌ها فاقد قطعیت و تعیّن هستند، می‌توان از ارزش‌ها و معیارهای اخلاقی موجود در نظام ارزشی اسلام برای انتخاب بین نظریه‌های رقیب استفاده کرد. این رویکرد، اقتصاد اسلامی را به عنوان علمی می‌پذیرد که ضمن برخورداری از عینیّت، بر اساس مبانی ارزشی و اخلاقی اسلام عمل می‌کند و تلاش می‌کند نظام اقتصادی را در راستای عدالت، اخلاق و معنویت هدایت نماید.

در نتیجه، عینیّت در اقتصاد اسلامی نه تنها از طریق منطق و داده‌های تجربی بلکه با بهره‌گیری از معیارهای ارزشی و اخلاقی اسلامی تبیین می‌شود. این امر موجب می‌شود علم اقتصاد اسلامی در تقابل با اقتصاد متعارف که بیشتر مبتنی بر پارادایم سرمایه‌داری و ارزش‌های مادی است، بتواند به عنوان یک پارادایم مستقل، جامع و جهان‌شمول مطرح گردد.


نتیجه‌گیری

مسأله عینیّت در اقتصاد اسلامی، فراتر از رویکردهای کلاسیک فلسفه علم است و با پذیرش نظریه کل‌گرایی کوهن و کواین، نشان می‌دهد که علم اقتصاد نمی‌تواند کاملاً از ارزش‌ها و پارادایم‌های فکری جدا باشد. از این رو، اقتصاد اسلامی به عنوان یک پارادایم ارزش‌محور و مبتنی بر مبانی معرفت‌شناختی و هستی‌شناختی اسلام، می‌تواند با حفظ عینیّت علمی، راهکارهای اقتصادی متناسب با ارزش‌ها و اهداف جامعه اسلامی را ارائه دهد. این ویژگی اقتصاد اسلامی، امکان هم‌افزایی بین دانش تجربی و معیارهای اخلاقی را فراهم ساخته و آن را به عنوان الگویی مقاوم، عادلانه و معنوی در برابر نظام‌های اقتصادی متعارف معرفی می‌کند.

دیدگاه خود را بیان کنید

0 دیدگاه