حضرت محمد(ص)؛ پیامبری برای مهربانی و عدالت

هزار و پانصد سال پیش، نوری الهی در سرزمینی تاریک از نظر ارزش‌های انسانی تابید و پیامبری مبعوث شد که تاریخ بشر را دگرگون کرد. حضرت محمد(ص) با صداقت، مهربانی و عدالت، الگویی بی‌بدیل برای زندگی فردی و جمعی ارائه دادند.

هزار و پانصد سال پیش، نوری الهی در سرزمینی تاریک از نظر ارزش‌های انسانی تابید و پیامبری مبعوث شد که تاریخ بشر را دگرگون کرد. حضرت محمد (ص) با صداقت، مهربانی و عدالت، الگویی بی‌بدیل برای زندگی فردی و جمعی ارائه دادند.

پیامبر اکرم(ص) با حکمت و عدالت با همه مردم رفتار می‌کردند، اختلاف‌ها را با گفت‌وگو حل می‌کردند و خانواده خود را با محبت و احترام مدیریت می‌کردند. آموزه‌های ایشان شامل مهربانی، انصاف، کمک به نیازمندان و پرهیز از خشونت بود و مهم‌ترین دستاوردشان، هدایت بشر و ساختن جامعه‌ای اخلاق‌مدار و انسانی است.

پس از نزول نخستین آیات وحی در غار حرا، رسالت پیامبر آغاز شد؛ رسالتی که جهانِ گرفتار تعصب، بی‌عدالتی و جهل را به سوی اخلاق، توحید و انسانیت هدایت کرد. پیامبر اکرم(ص) با رفتار نورانی خود نشان دادند که دعوت الهی تنها در سخن نیست، بلکه در منش، رفتار، عدالت‌ورزی و محبت به همه انسان‌هاست.

حضرت محمد(ص) با مردم – خواه مسلمان و خواه غیرمسلمان – با مهربانی، حکمت و انصاف رفتار می‌کردند. اختلاف‌ها را با گفت‌وگو حل می‌کردند و بنیان جامعه‌ای تازه را بر پایه وحدت، اخلاق، احترام و عدالت استوار ساختند. زندگی خانوادگی ایشان نیز سرشار از محبت، احترام، تدبیر و مشارکت بود و الگویی از یک خانواده متعادل و اخلاق‌مدار به شمار می‌رفت.

مطابق با آنچه در منابع آمده است، در حالی که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در غار حرا (کوه نور) در حوالی مکه معظمه به عبادت و نیایش می‌پرداخت، جبرئیل  بر وی نازل شد و بر وی آیاتی  از قرآن مجید را به عنوان طلیعه نبوت نازل نمود. نخستین آیاتی که بر آن حضرت فرود آمد، آیه‌های نخستین سوره علق بود.

 

امام حسن عسکری علیه السّلام در توصیف بعثت نبى اکرم صلّى اللّه علیه و آله، می فرماید: «... تا این که به چهل سالگى رسید، و  خداوند قلب کریمش را بهترین و والاترین و خاشع‌ترین و مطیع‌ترین قلب‌ها یافت. پس به درهاى آسمان اجازه داد و آنها بازشدند و به ملائکه اجازه داد و آنها نازل شدند و در این حال محمد صلّى اللّه علیه و آله به آنها مى‌نگریست. پس رحمت از طرف عرش بر وى نازل شد و او به روح الامین (جبرئیل) نگاه مى‌کرد، جبرئیل نزد او فرود آمد و دستش را گرفت و تکان داد و گفت: اى محمد! بخوان، محمد فرمود: چه چیزى را بخوانم؟ گفت: اى محمد! «اِقْرَاْ بِاسْمِ رَبِّک الَّذی خَلَقَ * خَلَقَ الْاِنسانَ مِنْ عَلَقَ * اِقْرَا وَ رَبُّک الْاَکرَمُ * اَلَّذی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ...». (قرآن را) به نام پروردگارت -که هستى را آفرید- بخوان، همو که انسان را از خون بسته آفرید. بخوان که پروردگارت از همه ارجمندتر است. همو که با قلم تعلیم داد و آن چه را که انسان نمى‌دانست به او آموخت.

سپس آنچه را که مى‌بایست بر او نازل کرد و خودش به سوى پروردگارش بالا رفت. محمد صلّى اللّه علیه و آله از کوه پایین آمد در حالى که عظمت خداوند و جلالت ابّهت الهى او را مدهوش خود کرده بود و به تب و لرز دچار شده بود. چیزى که اضطرابش را بیشتر مى‌کرد، این بود که مى‌ترسید، قریشیان او را تکذیب کرده و او را به دیوانگى نسبت دهند، در حالى که او عاقل‌ترین مردم و گرامى‌ترین آنان بود و مبغوض‌ترین چیزها در نظر او شیاطین و اعمال دیوانگان بود؛ بنابراین، خداوند اراده کرد که قلبش را مملوّ از شجاعت نماید و به او فراخى دل عنایت فرماید. براى همین از کنار هر سنگ و درختى که رد مى‌شد، مى‌شنید که مى‌گفتند: «السّلام علیک یا رسول اللّه».

به روایتی، همین که پیامبر وارد خانه شد از نور چهره مبارکش خانه خدیجه کبری علیها السلام منور شد و آن بانوی پرهیزکار پرسید: ای محمد! این چه نوری است که در تو مشاهده می‌کنم؟ حضرت فرمود: این نور پیامبری است، بگو: لا إله الا الله، محمد رسول الله. خدیجه گفت: شهادت می‌دهم که خدایی جز خداوند یکتا نیست و تو رسول و پیامبر خدایی. بدین گونه خدیجه نخستین کسی بود که به همسرش حضرت محمد صلی الله علیه و آله ایمان آورد.

از میان مردان نیز علی ابن ابیطالب علیه‌السلام، به محض دیدن چهره نورانی پیامبر صلی الله علیه و آله به وی ایمان آورد و شهادتین را بر زبان جاری کرد. از آن پس پیامبر صلی الله علیه و آله در کنار خانه خدا نماز می‌گذارد و خدیجه علیها السلام و علی علیه‌السلام بر او اقتدا می‌کردند و نماز می‌خواندند. این سه نفر، با جان و مال و هستی خویش اسلام را پرورانده و فراگیر نمودند.

 

دیدگاه خود را بیان کنید

0 دیدگاه