در ادبیات توسعه، سالها بر سرمایه، نیروی کار و منابع طبیعی تأکید میشد؛ اما تجربه جهان امروز نشان میدهد که عنصر مغفول اما تعیینکننده، «ارتباطات» است. توسعه اقتصادی در عصر جدید، بیش از هر چیز به میزان اتصال یک جامعه به بازارها، اطلاعات، نهادها و جهان پیرامون وابسته است.
از منظر زیرساختی، راهها، حملونقل، بنادر و شبکههای لجستیکی ستون فقرات اقتصاد به شمار میروند. هرگونه اختلال یا ضعف در این ارتباطات، هزینه مبادله را افزایش داده و سرعت گردش کالا و خدمات را کاهش میدهد. اقتصادی که بهدرستی به بازارهای داخلی و منطقهای متصل نباشد، ناگزیر با رکود و کاهش رقابتپذیری مواجه خواهد شد.
در کنار ارتباطات فیزیکی، ارتباطات اطلاعاتی و دیجیتال نقش فزایندهای در رشد اقتصادی یافتهاند. اینترنت، فناوری اطلاعات و پلتفرمهای ارتباطی، مرزهای سنتی کسبوکار را از میان برده و امکان مشارکت گستردهتر افراد در فعالیتهای اقتصادی را فراهم کردهاند. امروز، دسترسی نابرابر به اطلاعات خود به یکی از عوامل نابرابری اقتصادی تبدیل شده است.
بعد مهمتر، اما کمتر دیدهشده، ارتباطات انسانی و نهادی است. گفتوگوی مؤثر میان دولت، بخش خصوصی و جامعه، پیششرط سیاستگذاری اقتصادی موفق است. نبود شفافیت، ضعف اعتماد عمومی و قطع ارتباط میان تصمیمگیران و واقعیتهای اقتصادی، برنامههای توسعه را به اسناد کاغذی کماثر بدل میکند.
در سطح بینالمللی نیز، ارتباط سازنده با اقتصاد جهانی مسیر دسترسی به سرمایه، فناوری و بازارهای جدید را هموار میسازد. تجربه کشورها نشان میدهد که انزوا، نهتنها استقلال اقتصادی ایجاد نمیکند، بلکه ظرفیت رشد را محدود میسازد.
در مجموع، توسعه ارتباطی را باید زیربنای توسعه اقتصادی دانست. اقتصادی که به شبکهای کارآمد از ارتباطات متصل نباشد، حتی با وجود منابع فراوان، از دستیابی به رشد پایدار بازمیماند. توسعه امروز، پیش از هر چیز، نیازمند «اتصال» است.
دیدگاه خود را بیان کنید