به گزارش آژانس خبری کارآفرینان اقتصاد ، هفتم آبانماه در حافظه تاریخی و فرهنگی ایرانیان، یادآور رویدادی فراتر از یک واقعه سیاسی و نظامی است؛ روزی که کوروش بزرگ، بنیانگذار شاهنشاهی هخامنشی، پس از فتح بابل، بهصورت صلحآمیز وارد این شهر شد و فصلی تازه در تاریخ منطقه و مناسبات میان ملتها رقم خورد.
این رویداد که در سالهای اخیر با عنوان «روز کوروش بزرگ» شناخته میشود، فرصتی برای بازخوانی اندیشهها و سیاستهای حکمرانی پادشاهی است که نام او در منابع تاریخی و پژوهشهای تمدنی با تسامح دینی، احترام به سنتهای فرهنگی ملتها و توجه به شأن و جایگاه انسان پیوند خورده است.
روایت تاریخی ورود کوروش به بابل
یکی از مهمترین اسناد تاریخی درباره ورود کوروش بزرگ به بابل، متنی باستانی به نام «رویدادنامه نبونئید» است؛ کتیبهای که از منابع معتبر برای بررسی تحولات سیاسی و نظامی دوران پایانی حکومت بابلیان به شمار میرود.
بر پایه این سند، کوروش در روز سوم ماه اَرَخسمنو، هشتمین ماه در گاهشماری بابلی، وارد شهر بابل شد. در این روایت آمده است که مردم در برابر او شاخههای سبز گستردند؛ تصویری که در پژوهشهای تاریخی بهعنوان نشانهای از استقبال و ورود بدون درگیری به شهر مورد توجه قرار گرفته است.
دکتر عبدالمجید ارفعی، پژوهشگر برجسته زبانهای باستانی و متخصص زبان ایلامی و اکدی، در گزارش خود از این کتیبه چنین نقل میکند:
«در ماه اَرَخسمنو، روز سوم، کوروش به بابل اندر آمد. شاخههای سبز در برابر او گسترده شد.»(ارفعی، 1389: ص 14)
بر اساس روایتهای تاریخی، سپاهیان ایرانی پیش از ورود شخص کوروش، در جریان لشکرکشی به بابل توانسته بودند این شهر را بدون نبرد گسترده و خونریزی به تصرف درآورند. کوروش نیز حدود دو هفته پس از آن وارد پایتخت بابلیان شد؛ رویدادی که در مقایسه با بسیاری از فتوحات نظامی جهان باستان، از منظر شیوه مواجهه با شهر مغلوب و مردم آن اهمیت ویژهای دارد.
استوانه کوروش؛ سندی از سیاست مدارا و احترام به باورهای ملتها
یکی از شناختهشدهترین آثار برجایمانده از دوران کوروش بزرگ، استوانهای گِلی به زبان اکدی است که امروزه با عنوان «استوانه کوروش» شناخته میشود.
این اثر تاریخی پس از فتح بابل تهیه شد و در آن به موضوعاتی همچون بازسازی پرستشگاهها، بازگرداندن پیکره خدایان به جایگاههای پیشین و بهبود وضعیت گروههایی از مردمان اشاره شده است.
استوانه کوروش از سوی بسیاری از پژوهشگران و فعالان فرهنگی بهعنوان نمادی از احترام به باورهای دینی، مدارا با ملتهای گوناگون و توجه به حقوق و سنتهای جوامع شناخته میشود. این اثر در ادبیات فرهنگی معاصر، گاه با عنوان «نخستین بیانیه حقوق بشر» نیز معرفی شده است؛ هرچند از نظر پژوهشهای تاریخ حقوق، باید میان مفهوم مدرن حقوق بشر و سیاستهای حکمرانی در جهان باستان تمایز قائل شد.
اهمیت این سند تنها در محتوای تاریخی آن خلاصه نمیشود؛ بلکه نشان میدهد که در دوران باستان نیز شیوه اداره سرزمینهای گسترده و جوامع متنوع، میتوانست بر پایه احترام به سنتها و باورهای مردمان استوار باشد.
کوروش بزرگ؛ چهرهای ماندگار در حافظه تمدنها
نام کوروش بزرگ در طول قرنها از مرزهای جغرافیایی ایران فراتر رفته و در منابع تاریخی، فرهنگی و ادبی ملتهای مختلف بازتاب یافته است.
آنچه جایگاه او را در حافظه تاریخی برجسته کرده، تنها گسترش قلمرو شاهنشاهی هخامنشی نیست؛ بلکه شیوه مواجهه با اقوام، آیینها و فرهنگهای گوناگون در سرزمینهای تحت فرمانروایی او نیز از موضوعات مهم مطالعات تاریخی درباره این دوره است.
دکتر شاهرخ رزمجو در کتاب «استوانه کوروش بزرگ» به اهمیت این اثر و جایگاه تاریخی آن پرداخته و بر ضرورت بررسی دقیق و مستند این میراث تأکید کرده است.
از منظر فرهنگی، کوروش بزرگ برای بسیاری از ایرانیان نمادی از پیوند میان قدرت، خرد سیاسی، مدارا و احترام به انسان است؛ تصویری که در گذر زمان به بخشی از هویت تاریخی و تمدنی ایران تبدیل شده است.
هفتم آبان چگونه به نام روز کوروش بزرگ شناخته شد؟
نامگذاری هفتم آبان بهعنوان «روز کوروش بزرگ» در سال 1384 خورشیدی و با تلاش گروهی از پژوهشگران و فعالان فرهنگی، از جمله زندهیاد دکتر پرویز ورجاوند، در قالب فعالیتهای مرتبط با «کمیته نجات پاسارگاد» مطرح شد.
هدف از این اقدام، افزایش توجه عمومی به میراث تاریخی و فرهنگی ایران، پاسداشت مجموعه جهانی پاسارگاد و معرفی ارزشهای انسانی منسوب به کوروش بزرگ عنوان شده است.
مجید خالقیان نیز در مقاله «سند روز کوروش بزرگ چیست؟» به پیشینه این نامگذاری و بحثهای مربوط به تطبیق تاریخ رویدادهای بابلی با تقویم خورشیدی پرداخته است.
البته درباره انطباق دقیق روز سوم ماه اَرَخسمنو با هفتم آبان در گاهشماری خورشیدی، دیدگاهها و محاسبات متفاوتی مطرح شده است. از همین رو، هفتم آبان را باید بیش از هر چیز بهعنوان تاریخ نمادین و فرهنگی گرامیداشت کوروش بزرگ در میان بخشی از جامعه ایرانی شناخت.
پاسارگاد؛ میراثی فراتر از یک بنای تاریخی
پاسارگاد، نخستین پایتخت شاهنشاهی هخامنشی و آرامگاه کوروش بزرگ، یکی از مهمترین محوطههای تاریخی ایران و از آثار ثبتشده در فهرست میراث جهانی یونسکو است.
این مجموعه تاریخی، تنها یادمانی از یک پادشاه یا یک دوره سیاسی نیست؛ بلکه بخشی از حافظه تمدنی ایرانیان و گواهی بر شکوه معماری، هنر، سازمان سیاسی و اندیشه حکمرانی در دوران هخامنشی به شمار میرود.
حفاظت از پاسارگاد و دیگر آثار تاریخی ایران، مسئولیتی فرهنگی و ملی است که فراتر از گرایشها و دیدگاههای گوناگون اجتماعی قرار میگیرد. شناخت درست تاریخ، نگهداری از آثار باستانی و انتقال میراث فرهنگی به نسلهای آینده، از مهمترین وظایف جامعه امروز در قبال گذشته تاریخی ایران است.
روز کوروش؛ فرصتی برای بازخوانی هویت و فرهنگ ایرانی
هفتم آبان، اگرچه تاکنون در تقویم رسمی کشور بهعنوان یک مناسبت ملی ثبت نشده است، اما در سالهای اخیر در میان گروهی از ایرانیان داخل و خارج از کشور جایگاه فرهنگی ویژهای یافته است.
در این روز، علاقهمندان تاریخ و فرهنگ ایران با یادآوری نام کوروش بزرگ، درباره میراث هخامنشی، اهمیت پاسارگاد، ارزشهای انسانی و ضرورت حفاظت از آثار تاریخی گفتوگو میکنند.
این مناسبت همچنین فرصتی برای تأکید بر ظرفیتهای تمدنی ایران در گفتوگوی میان ملتها و معرفی تصویری فرهنگی از ایران به جهان است؛ کشوری که تاریخ آن سرشار از تجربه همزیستی اقوام، شکلگیری تمدنهای بزرگ و تعاملات فرهنگی در گسترهای وسیع بوده است.
میراث کوروش؛ پیامی برای امروز و فردا
امروز، پس از گذشت بیش از 25 قرن از ورود کوروش بزرگ به بابل، آنچه همچنان اهمیت دارد، صرفاً یادآوری یک واقعه تاریخی نیست؛ بلکه تأمل در ارزشهایی است که از دل این میراث تاریخی برای جهان معاصر قابل بازخوانی است.
صلح، احترام به تفاوتها، مدارا با باورهای دیگران، پاسداشت فرهنگ ملتها و توجه به کرامت انسان، مفاهیمی هستند که همچنان در روابط انسانی و مناسبات میان جوامع اهمیت بنیادین دارند.
هفتم آبان میتواند فرصتی باشد تا ایرانیان، فارغ از تفاوت دیدگاهها، به میراث مشترک تاریخی خود توجه کنند و پاسداشت تمدن ایران را نه فقط در یادآوری نام بزرگان گذشته، بلکه در حفاظت از آثار تاریخی، توسعه فرهنگ گفتوگو، احترام به انسان و انتقال ارزشهای انسانی به نسلهای آینده دنبال کنند.
کوروش بزرگ در تاریخ ایران تنها نام یک پادشاه نیست؛ نامی است که برای بسیاری از ایرانیان یادآور شکوه یک تمدن و آرمان همزیستی، مدارا و احترام به انسان است؛ میراثی که پاسداشت آن، پاسداشت بخشی از هویت تاریخی ایران خواهد بود.
دیدگاه خود را بیان کنید