در پی انتشار توییت دکتر سید عباس عراقچی وزیر شجاع و انقلابی امورخارجه ، موجی از واکنشها و انتقادات در فضای رسانهای و برخی محافل داخلی شکل گرفت؛ واکنشهایی که بیش از آنکه بر تحلیل دقیق و مبتنی بر واقعیت استوار باشد، در مواردی رنگ و بوی شتابزدگی و قضاوتهای احساسی به خود گرفت. این در حالی است که کشور در یکی از حساسترین مقاطع خود قرار دارد و هرگونه داوری درباره عملکرد دستگاه دیپلماسی، نیازمند درک عمیقتری از پیچیدگیهای صحنه بینالمللی است.
در شرایطی که فضای منطقهای و بینالمللی آمیخته با تنش و تقابل است، حفظ انسجام داخلی و اعتماد به تصمیمگیران، نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت راهبردی است. تجربههای پیشین نیز نشان داده که در بزنگاههای تاریخی، آنچه کشور را از تلاطم عبور داده، همدلی ملی و پرهیز از دامنزدن به شکافهای داخلی بوده است.
از سوی دیگر، رجوع به مواضع صریح رهبر شهیدان آیت الله سید علی خامنهای در موضوعاتی همچون برجام، نشاندهنده آن است که در سطوح عالی نظام، شفافیت و صراحت در بیان دیدگاهها همواره وجود داشته و خطوط کلی سیاستگذاری با روشنی ترسیم شده است. بنابراین، نقد عملکرد مسئولان اگرچه حق طبیعی جامعه است، اما این نقد زمانی سازنده خواهد بود که در چارچوبی مسئولانه، منصفانه و به دور از تخریب صورت گیرد.
نکته قابل تأمل دیگر، نقشآفرینی رسانههای معاند در جهتدهی به افکار عمومی است؛ جریانی که با بهرهگیری از ابزارهای تبلیغاتی و عملیات روانی، میکوشد روایتهای مخدوش و بعضاً وارونه از واقعیت ارائه دهد. در چنین فضایی، استناد به اظهارات مقامات خارجی برای ارزیابی عملکرد داخلی، نهتنها کمکی به روشنشدن حقیقت نمیکند، بلکه میتواند به انحراف افکار عمومی نیز منجر شود.
امروز بیش از هر زمان دیگری، نیازمند «بصیرت رسانهای» و «بلوغ تحلیلی» هستیم؛ رویکردی که در آن، نقد با مسئولیت همراه است و اعتماد، جای خود را به تردیدهای بیپایه نمیدهد. دیپلماسی، میدان ظرافتها و ملاحظات پیچیده است و قضاوت درباره آن، نیازمند صبر، دقت و درک واقعیتهای پنهان در پسِ ظاهر تحولات است.
دیدگاه خود را بیان کنید